ضمير
به جمله های زیر توجه کنید :
فرشید را دیدم او درسال سوم راهنمایی مشغول تحصیل است ، برادرش هم با او بود.
درجمله ی بالا به جای این که بگوییم : " فرشید را دیدم فرشید درسال سوم راهنمایی مشغول تحصیل است ، برادر فرشید هم با فرشید بود." از جمله ی « فرشید را دیدم او درسال سوم راهنمایی مشغول تحصیل است ، برادرش هم با او بود.» استفاده کردیم یعنی به جای این که اسم فرشید را تکرار کنیم از ضمیر استفاده کردیم .
ضمیر
واژه هایی هست که جانشین اسم می شود و نقش های مختلف آن را می پذیرد واز تکرار آن جلوگیری می کند واسمی راکه ضمیرجانشین آن شده است مرجع ضمیر می گویند. خدایا ! تو خود ، شاهدی که چه می گویند . دوضمیر «تو» و«خود» به جای خدا آمده اند پس مرجع هر دو خداست .
در جمله ی بالا «او» ضمیرشخصی جدا (منفصل) و «ـَ ش» ضمیرشخصی پیوسته (متصل) هستند . ضمیر اقسامی دارد مانند:
ضمیرشخصی - ضمیراشاره - ضمیرپرسشی - ضمیر مشترک - ضمیر مبهم - ضمیر تعجبی (که در راهنمایی شما فقط با دو نوع اول آشنا می شوید )
|
شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول شخص |
من |
ما |
|
دوم شخص |
تو |
شما |
|
سوم شخص |
او (وی) |
ایشان |
ضمیر شخصی : ضمیری که جانشین شخص می شود ، شش صیغه دارد وبه دو نوع تقسیم می شود : ضمیرشخصی جدا (منفصل) و ضمیرشخصی پیوسته (متصل)
ضمیر شخصی جدا: یا ضمیر گسسته یا منفصل ضمیری است که ازکلمه جدا نوشته می شود
به تنهایی به کار می رود ومستقل است
نعمتت بار خدایا ، زعدد بیرون است شکر اِنعام تو هرگز نکند شکرگزار (سعدی)
ضمیر شخصی پیوسته : یا ضمیر متصل ضمیری است که به کلمات پیوسته می شود. که به دو صورت است
|
شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول شخص |
م |
یم |
|
دوم شخص |
ی |
ید |
|
سوم شخص |
د * |
ند |
1- ضمایرمتصل به افعال که به صورت شناسه درآخر فعل ها قرار دارند- که دربحث فعل ها خواندید- ضمایر فاعلی می گویند.
گفته بودم چو بیایی ، غم دل با تو بگوی
|
شخص |
مفرد |
جمع |
|
اول شخص |
م |
مان |
|
دوم شخص |
ت |
تان |
|
سوم شخص |
ش |
شان |
* ضمیر پیوسته « د » سوم شخص مفرد فقط در آخر فعل های مضارع وامر در می آید.
2- ضمیر شخصی پیوسته ، ضمیری است که به کلمه ی پیش از خود می ییوندد وبه تنهایی دارای معنی نیست .
شاه گفتـش : پس بگو تدبیر چیست؟ چاره ی آن مکر وآن تزویر چیست؟ (مولوی)